X
تبلیغات
برو به درک عشق





















برو به درک عشق

آنتی لاو

 امشب پوزخندی میزنم به آرزوهای شیرین کودکی ام

 به فرشته هایی که روی شونه راست و چپم بودند

چه زیباست عکس 3 سالگی ام که فقط خنده در چشمانم موج می زند

چقدر باورپذیر بود وقتی مادر می گفت:

"زندگی قشنگ است"

به راستی که چه کوتاه بود شبهای  پر ستاره کودکی ام

چه صادق و بی ریا بودند همبازی هایم

ای کاش می توانستم

 تلخی آینه های امروزی را فراموش کنم

شاید خاک آفرینشم از ناکجا آباد بود که هیچ گاه  نتوانستم خویش را بیابم

دستانم سرد است

کودکی در آینه مرا به سخره می گیرد

مادرم هنوز فریاد می زند:               "زندگی زیباست"

چشمانم را می بندم و خاطراتم را از خون خود سیراب می کنم

و آهسته

در آغوش شیطان گم می شوم

شیطان می خندد

اشک خداوند روی صورتم می چکد

پروردگارم

دیر است برای به هوش آمدن

باران می بارد

کافیست

آآآآآآه ه ه ه  که چه سیاه بود این سراب زندگی...

 

+نوشته شده در جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390ساعت2:42توسط بیبی | |

 می دانید؟ خشونت همیشه یک چشم کبود و دندان شکسته و دماغ خونی نیست. خشونت، تحقیر، آزار گاهی یک نگاه است. نگاه مردی به یقه ی پایین آمده ی لباس زنی وقتی که دولا شده و چایی تعارف می کند.

 نگاه برادری است به خواهرش وقتی در مهمانی بلند خندیده. نگاهی که ما نمی بیینیم. که نمی دانیم ادامه اش وقتی چشم های ما در مجلس نیستند چیست. ترسی است که ارام آرام در طول زمان بر جان زن نشسته ...

خشونت بی کلام، بی تماس بدنی، مردی است که در را که باز می کند زن ناگهان مضطرب می شود، غمگین می شود. نمی داند چرا. در حضور مرد انگار کلافه باشد. انگار خودش نباشد. انگار بترسد که خوب نیست. که کم است. که باید لاغرتر باشد چاق تر باشد زیباتر باشد خوشحال تر باشد سنگین تر باشد جذاب تر باشد خانه دارتر باشد عاقل تر باشد.

خشونت آن چیزی است که زن نیست و فکر میکند باید باشد. خشونت آن نقابی است که زن می زند به صورتش تا خودش نباشد تا برای مرد کافی باشد.

مرد می تواند زن را له کند بدون اینکه حتی لمس اش کند. بدون اینکه حتی بخواهد لهش کند. این ارث مردان است که از پدران پدرانشان بهشان رسیده ...

خشونت، آزار، تحقیر امتداد همان مادر *** ها، *** ها، خواهر *** ها، مادرش را فلان ها، عمه اش را بیسارهایی است که به شوخی و جدی به هم و به دیگران می گوییم. خشونت، آزار، تحقیر همان زن صفت، مثل زن گریه می کردی هایی است که بچه هایمان از خیلی کودکی یاد می گیرند.

خشونت، آزار تحقیر پله های بعدی نردبانی هستند که پله ی اولش با فلانی و بیساری معاشرت نکن چون... فلان لباس را نپوش چون...است.  چون هایی که اسمشان می شود "عشق". عشق هایی که می شوند ابزار کنترل. که منتهی می شوند به زنانی بی اعتماد به نفس، بی قدرت، غمگین، تحقیر شده، ترسان، وابسته، تهدید به ترک شده و شاید کتک خورده که فکر می کنند همه ی زخم هایشان از عشق است. که مرد عاشق زخم می زند و زخم بالاخره خوب می شود

خشونت زنی است که زیر نفس های آغشته به بوی الکل مردش تظاهر به لذت می کند و فکر می کند قاعده ی بازی همین است. خشونت توجیه آزار روحی، کلامی، جسمی، جنسی مردی است که مست است. مستی انگار عذر موجهی باشد برای ناموجه ترین رفتارها

می دانید؟ کتک بدترین نوع خشونت علیه زنان نیست. کبودی و زخم و شکستگی خوب می شوند. قدرت و شادابی و باور به خویشی که از زن در طول ماه ها و سال ها گرفته می شود گاهی هیچ وقت

هیچ وقت ترمیم نمی شود.

 

 

+نوشته شده در یکشنبه هفدهم بهمن 1389ساعت0:33توسط بیبی | |

سلام.سلامHello

چند شب پیشها خونه عموم بودیم

از اونجایی که دختر عموی بنده مثل خود بنده آن نرماله...پذیرایی عجیبی کرد

منو خواهر و این دختر عمو با اون دختر عمو رفتیم تو اتاقش....

ترانه های بیبی ها رو گذاشتیم و باهم شروع به رقصیدن کردیم

خواهر کوچیکه و اون دختر عمو یه جوری به ما نگا میکردن که انگار ما سوسکیم rolling eyes(کنایه از تعجب شدید همراه با  تاسف)

خلاصه آهنگ رسید به جایی که بیبی میگه:

"نقاشیمو میدم به دست بابا،  تماشا میکنه نقاشی ام را،میگه"

حالا باباش میگه

"صد آفرین عزیز بابا، به دیوار میزنیم نقاشی ات را"

بیبی:

"به دیوار میزنیم نقاشی ام را"

من گفتم: من عاشق باباشم..خیلی صداش مهربونه

یه دفعه خواهر کوچیکه خندید گفت

"حالا اگه ما نقاشیمونو نشون بابا بدیم موقع ناخن گرفتن میزاره زیر پاش ناخناشو میریزه روش"

که نظریه های مختلف شروع شد:

دختر عمو کوچیکه............"بابای من لوله میکنه کمرشو میخارونه"

دختر عمو بزرگه............."نه بابا بدون اینکه نگا کنه میگه خیلی قشنگه"

من گفتم اینکه کاری نداره دو تا نقاشی میکشیم میریم امتحان میکنیم

خلاصه که من دوتا نقاشی جدا کشیدم و با سرعت چهار تایی باهم رفتیم طبقه بالاPainter

با کلی سروصدا نقاشی هارو نشون باباهامون دادیم و گفتیم نظرشونو بگن

من............"بابا ، عمو، زود باشین نظرتونو بگین"

همه ساکت شدن

مامی من............."باز چه نقشه ای کشیدید؟"

من.............."ما فقط نقاشی کشیدیم"

مامی یه نگا به بابا کرد

بابا........"خودت کشیدی؟خیلی خوشگل شده آفرین دخترم"

من........."عمو تو بگو"

عمو........."چقد شبیه الهه ست...............خیلی قشنگه"

مامی............"حالا چی بود؟"

من واسشون توضیح دادم بعد چهارتایی با دست زدن خوندیم:

"نقاشیمو میدم به دست بابا........................................."

 +وبلاگم عکس نمیذاره وگرنه نقاشیارو نشون میدادم.

+بابا بودن هم سخته ها...

+میدونم این  پست  چرت بود

و در آخر

+یه عشق پاک یه عشق مرده ست

+نوشته شده در جمعه دوازدهم آذر 1389ساعت3:1توسط بیبی | |

من امروز تصمیم گرفتم نامه ای برای نیمه گمشدم که قراره با گاو سفید بیاد و منو به قصر باباش ببره بنویسم:

"همسر عزیزم،ای اوشکولی که قراره جوونیمو به پات و بچه های الدنگت بریزم،دوستت دارم.اما فراموش نکن که اگر قرار باشد اون مادر و خواهر فلان فلان شدت تو زندگیمون دخالت کنن یکی از بچه هامونو سر میبرم.

عزیز دلم ،من عاشقانه برات آره،ولی هیچ وقت کاری نکن که اون روی سگ من بالا بیاد اونوقت مجبور میشم شب که خوابی عقرب زیبایی رو توی یقت بندازم عزیزم.

پرنس سوار بر اسب سیاه من(اسب سیاه بیشتر دوس دارم)هیچ وقت اون چندرغاز حقوقتو به رخ من نکش البته من تا اون موقع خودم شاغل میشم ولی اگر روزی چنین اتفاقی بیفتد با تیغ لبان خواهرت را جر میدهم(عکساش تو گوگل هست).

راستی به خواهرم و مادرم نگاه نمیکنی،اگر روزی شما دلبر محبوبم را با ماتمازلی ببینم........وایسا ببینم،تو چه غلطی می خوای  بکنی؟؟؟؟؟دوتا قربون صدقت رفتم داری پاتو از گلیمت درازتر میکنیاااااااااااا...من مادرتو به عزات میشونم ...نامردم اگه با ناخنام چشاتو در نیارم......به خدا می خوابونمت رو زمین انقدر با پاشنه پام رو شیکمت بالا پایین میپرم که  دلو  روده برات نمونه...بی شرف سر من هوو میاری؟با نداریت ساختم ،جلو تیکه های فک و فامیلات دهنمو بستم،پسر عمو میلیاردرمو پیچوندم،سه تا زاییدم واست خدا لعنتت کنه تو افتابت اسید میریزم ...میندازمت جلو سگ هار....ای خدا....

اصلا من شوهر نمیکنم...........ماماااااااااااااااااان(جیغ بنفش)

 

+نوشته شده در چهارشنبه پنجم آبان 1389ساعت23:24توسط بیبی | |

وقتی دلم میگیره گریه میکنم.................نه برای اینکه دلم گرفته،برای اینکه فقط اونموقع می فهمم که تنها نیستم......من خدارو لمس میکنم.....با تک تک سلولهای بدنم....صبر کن،........هی،اون داره نگام میکنه...اشکام تندتر میریزه......خدای نازم منو ببخش که متوجه حضورت نشدم........قلبم تند تند میزنه.....با فریاد میگم.............اون داره بهم  لبخند میزنه..........داره لبخند میزنه.............وسط هق هق گریه هام میخندم............قلبم تندتر میزنه،اشکام تندتر میاد بلند بلند میخندم

بهش وابسته ام......بذار بیشتر فکر کنم........آره،حتی یبارم آغوششو روم نبست........یه چیزی رو گم کردم...نه،.......جاگذاشتم.........خدایا،منتظرم باش...

+نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مهر 1389ساعت0:5توسط بیبی | |

عشق يعني اينکه تو باور کني 

مي تواني يک نفر را خر کني

کذب را هنگام فعل مخ زني
  آنچنان گويي که خود باور کني

با دروغي جور شد گر امر خير
راست را هرگز مبادا شرکني

عشق همچون طايري توخالي است
راست گر در آن رود پنچر کني

مي شود چون موم در دستت اگر
از خودت حرف قلمبه در کني

مي تواني گر چه هستي بي سواد
شعرهاي خوشگلي از برکني:

"تن مپوشانيد از باد بهار”
نقل قول از شخص پيغمبر کني

"بر سر عشاق گو طوفان ببار”
چتري از اغراق را بر سر کني

"خيز و جهدي کن چو حافظ تا مگر”
وصف جام و باده و ساغر کني

بعد يک مقدار تمرين، کذب محض
مي شود جاري چو لب را تر کني

مي شود او عا شق تعريف هات
اندکي لب را اگر ترتر کني!

نزد اختر چون که بنشيني مباد
وصف چشم و ابرو ي زيور کني

پيش زيور نيز چون هستي مباد
نقل رنگ گيسوي آذر کني

روي هم رفته نبايد پيش زن
صحبت از معشوقه اي ديگر کني

از دروغت خار گل ميگردد و
مي شود تقديم يک جيگر! کني

گر پسر هستي بيابي دختري
يا اگر هم دختري، شوهر کني
- – -
اينچنين عشقي است عشق پرفروغ
زندگي روي ستونها ي دروغ…


 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389ساعت0:29توسط بیبی | |

ضدحال یعنی حامله بشی به ماه رمضون نخوری.

ضدحال یعنی بری سرقرار بفهمی واسه دوست پسرت مهمون مهم اومده

ضدحال یعنی بری خواستگاری دم در بفهمی جورابت سوراخه.

ضدحال یعنی با اصرار نامزدتو ببری یه رستوران معروف ببینی به علت تعمیرات تعطیله.

ضدحال یعنی بابات بره چت روم.

ضدحال یعنی وقتی داری باکلاس راه میری جلو یکی پات بیفته تو چاله.

ضدحال یعنی وقتی تو حسی با طرف.............گوشیت زنگ بخوره.

ضدحال یعنی وقتی داری ادای معلمتو در میاری از پشت بزنه رو شونت.

ضدحال یعنی یه هفته مونده به نامزدیت بفهمی مامیت حاملست.

ضدحال یعنی تو عروسی خواهرت بچت رو لباست خرابکاری کنه.

ضدحال یعنی لحضه های آخر امتحان خودکارت قطع شه.

ضدحال یعنی وقتی از سفر 3روزه برمیگردی دوست دخترتو با دوستت ببینی.

 

+نوشته شده در جمعه بیست و دوم مرداد 1389ساعت17:34توسط بیبی | |

جاده عشق لغزنده است

برای لیز خوردن و نیفتادن

هیچ تکیه گاهی وجود نداره

که دستهایت را سپر کند

اگر هنوز صید این جاده نشده ای

به عقب بنگر

برگرد

و بدان

قدم به این جاده گذاشتن

یعنی تا آخر جاده بی سپر رفتن...

 

اکرم احمدی فر

 

+نوشته شده در جمعه هشتم مرداد 1389ساعت3:54توسط بیبی | |

آدمها همیشه درمورد آرزوهاشون حرف میزنن....

نشون به اون نشون که تا چیزی رو داریم قدرشو نمیدونیم و از نداشته هامون میگیم

این در مورد همه صدق میکنه...

قبول؟؟؟؟؟

خوب همه اینا رو گفتم که بگم آدمهایی که میگن عاشقن فقط دارن در مورد آرزوهاشون صحبت میکنن

یعنی دلمون می خواست عشق میبود که ما عاشق میبودیم(محال)

ببینید من براتون دلیل منتطقی آوردم حق اعتراض ندارین

چرا با شعار عشق خودتونو گول میزنین؟

آزار دارین یا می خواین وقتتونو پر کنید؟

یعنی اینهمه شکست عشقی و خیانت و دروغ رو نمیبینید؟

بچه ها واقعا نمیبینید؟؟؟

دخترای گلم......پسرای گلم بیاین از این به بعد واقع گرا باشیم و بقیه رو اوسکول نکنیم

بیاین حرفهای آنتی لاو جونو گوش کنید

نه به خاطر اینکه آنتی لاومااااااااااا

به خاطر اینکه دارم حقیقتو میگم و ۴۰۰ تا لباس بیشتر از شما پاره کردم

فقط یبار از خودتون بپرسید......

واقعا عشق وجود داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389ساعت1:45توسط بیبی | |

کلمه "آره"در فرهنگ و زبان کوچه بازاری معانی مختلفی دارد.ما در اینجا به برخی از آنان اشاره میکنیم:

۱.طرف با دوست...ش آره.
معنی:وقتی کسی با دوست...ش کار بدی میکنه.
کاربرد:این روزا همه جا و در مورد همه کاربرد داره.


۲.تو هم آره؟
معنی:یعنی تو هم معنی شماره 1؟دستت درد نکنه بابا دیگه از تو انتظار نداشتیم...
کاربرد:وقتی کسی گند میزنه...(مثلا عاشق میشه)


۳.آره؟(توجه:اینتونیشن رایزینگه)
معنی:یعنی خیای کثیفی دیگه از تو انتظار نداشتیم آخه به قیافه تو میخوره این خر بازیا؟دست عمت درد نکنه که همچین برادر زاده ای داره...سیرابی
کاربرد:وقتی از کار کسی متعجب میشید یا کار دور از انتظار میکنه


۴.خلاصه رفتیم سراغ طرف(مکث)آره...
معنی:یعنی پدرشو آره
کاربرد:وقتی دارین چیزی تعریف میکنین برای استفاده بیشتر از وقت "آره"رو که بگید تا آخرشو انگار گفتید.مثلا یکی رو زدید.


۵.آره.
معنی:برای تاکید
کاربرد:متاسفانه کاربرد صحیح این کلمه به کلی فراموش شده و به دلیل مسائل اخلاقی ما در اینجا اشاره ای نمیکنیم.

خوب این از درس این پست امیدوارم از مورد شماره (5)بیشتر استفاده کنید و امیدوارم مورد شماره(2)برای شما استفاده نشه.مراقب مورد شماره (1) باشید.
یه چیز دیگه:لطفا عاشق نشید.(متشکرم)

+نوشته شده در شنبه دوازدهم تیر 1389ساعت6:1توسط بیبی | |